رفاقت تعطیله داداش.. |
انتقام دانیال |
+نوشته شده درجمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 2:44 قبل از ظهر توسط بی زار از رفاقت | سلام دوستان.من وبم ایراد داره..لطفا به این ادرس نظربدید.. www.dani-daniraper.blogfa.com/ mersi mamnonam,,ta dobare ghalebamo dorost konam..yadeton nare ha,,man adresetono nadaram,,nazar bedid ta peydatun konam,,bye +نوشته شده درسه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 3:25 قبل از ظهر توسط بی زار از رفاقت |
تو به من خندیدی سیب را دست تو دید سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک دانیال..
+نوشته شده درچهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 0:49 قبل از ظهر توسط بی زار از رفاقت |
شعری که جوشید از دلم اینبار باشد مال تو احساس شیرین دلی ، تبدار باشد مال تو. از من بریدی بی سبب، من هم گذشتم از دلم پاینده باشی سهم این ، ایثار باشد مال تو . باشد برو بی اعتنا ، تنها رهایم کن ولی ، قلبی که مانده پشت این ، دیوار باشد مال تو. چیزی ندارم من دگر، جز یک رمق جان در بدن . حتی همین این یک رمق، صدبار باشد مال تو. جز شعر چیز دیگری ، در چنته ام پیدا نشد. قابل ندارد این غزل ، بردار باشد مال تو. danyal_mosbat2000
+نوشته شده درچهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 11:25 بعد از ظهر توسط بی زار از رفاقت |
salam ba
baran bashad..to bashiii,,yek khiyabane bi enteha bashad
be donya migoyam khodahafez..
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
دگر از وحشت مرداب خودم دلگیرم بخدا منتظره فرصت یک رو به ویرانی و کس نکند تعمیرم ..من اگر برکه سفت ماندم و دریا نشدم چه کنم بسته تقدیرم و بی تقصیرم ..مگذارید دگر بر سر راهم تله ای من که خود بی تله در دام خودم زنجیرم ..همه پژمرده و افسرده و ماتم زده ام همه می نالم و چون ناله بی تاثیرم ..در سرم بار دگر میل به دریا شدنست گرچه چون قطره یکدانه و بی تکثیرم ..از تماشای زمین٬وز همه جا خسته شدم همچنان منتظره فرصت یک تغییرم +نوشته شده درسه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 3:47 قبل از ظهر توسط بی زار از رفاقت | رفاقت
محتاج دل شکستنم اونم نه قلب هر کسی قلب یکی مثه تورو قلب یکی نارفیق دلم میخواد داد بزنم ابروتو بریزم له ات کنم زیر پام حساب شده و دقیق دوست ندارم ببینم اون چشاتو تو خائنی بی کس و کار و نامرد نفهمیدم چکاره ای و از کجا اومدی نمیدونم کدوم بیخبری تو رو یار من کرد؟ دلم میخواد خفه ات کنم با دستام از بس بدی کردی بهم میخوام سر به تنت نباشه نمیخوامت بدم میاد برو برو پیشم نیا برو بمیر که دلم از خداشه!!! +نوشته شده درشنبه چهارم خرداد 1387ساعت 11:58 بعد از ظهر توسط بی زار از رفاقت | حرفهای ما هنوز ناتمام ناگهان چقدر زود دیر می شود..
نوبت باختن تو اومده تو ببین دل سوزوندنم بده وقتشه راهمون جدا بشه منو تو مثله اب و اتیشه دانیال... +نوشته شده دریکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 4:9 قبل از ظهر توسط بی زار از رفاقت | .tinypic زیباترین تصویری که در زندگانیم دیدم،نگاه عاشقانه و معصومانه تو بود ...
زیباترین سخنی که شنیدم، سکوت دوست داشتنی تو بود... زیباترین احساساتم، گفتن دوست داشتن تو بود ... زیباترین انتظار زندگیم، حسرت دیدار تو بود ... زیباترین لحظه زندگیم، لحظه با تو بودن بود ... زیباترین هدیه عمرم، محبت تو بود ... زیباترین تنهاییم، گریه برای تو بود ... زیباترین اعترافم . . . . عشق تو بود .com/1zwi0pw.jpg
+نوشته شده درشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 4:14 قبل از ظهر توسط بی زار از رفاقت |
if sun forgets the warmth +نوشته شده درپنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 3:7 قبل از ظهر توسط بی زار از رفاقت |
+نوشته شده درشنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 12:58 بعد از ظهر توسط بی زار از رفاقت |
دانیال دلشکسته +نوشته شده دردوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 11:3 بعد از ظهر توسط بی زار از رفاقت |
نیمه شب آواره و بی حس و حال در سرم صعودای جامی بی زبان پَرسی آغاز کردیم در خیال دل به یاد آورد ایام وصال از جدای یک ٬دو سالی می گذشت یک ٬دو سال از دل به یاد آورد اول بار را خاطرات اولین دیدار را آن نظر بازی٬آن اسرار را آن دو چشم مست آهو باز را ..همچو رازی مبهمو سر بسته بود چون من از تکرار او هم خسته بود آمدو هم آشیان شد با من او هم نشین و هم زبان شد با من او خسته جان بودم که جان شد با من او ناتوان بود و توان شد با من او دامنش شدخابگاه خستگی این چنین آغاز شد دلبستگی وای از آن شب زنده داری تا سحر وای از آن عمری که با او شد به سر مست او بودم ز دنیا بی خبر دم به دم این عشق می شود بیشتر آمدو در خلوتم دم ساز شد گفتگو ها بین ما آغاز شد.....دانیال دانیال...رپر +نوشته شده درسه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 3:25 قبل از ظهر توسط بی زار از رفاقت |
داستاني كسي كه مي گويد دوس دارم بازيگر يشم يا كسي كسي كه ميگه از بازيگري خوشم نمياد به هر حال مجبور است بازيگر شود چون همه انسان ها در اين دنيا بازيگر هستن وهركس نقش خاصی دارد. اين دنيا مثل يك فيلم سينمايي است كه زمان اتمام
است.تهيه كننده وكارگردان اين فيلم خداوند بزرگ ومهربان است وخداوند بر هريك از بندگان بازيگر نفشي تعيين كرده كه باييد بپذيريم و در اين فيلم بازي كنيم .حالا ديگه بستگي به خودمون داره .اگه ثابت كنيم به نحواحسن بازيگري ميكنيم.يعني آن طور كه كارگردان ازما انتظار دارد به وظيفه مون درست عمل كنيم.پاداش خوبي به ما مي ده يعني ثواب دنيا
خداتعيين كرده .نتونيم بازيگر خوبي باشيم.ساقط
فيلم سينمايي بلند مدت قصه دنيا از اين بازيكريمون تاابد كارگردان ازما راضي وخشنود باشد به اميد آن
كارگردان رابه جايي اوريم. +نوشته شده درشنبه بیستم بهمن 1386ساعت 2:33 قبل از ظهر توسط بی زار از رفاقت |
آدمک آخر دنیاست ، بخند شوخی کاغذی ماست، بخند کل دنیا سراب است ، بخند به خدامثل توتنهاست،بخند dani va baharejoon +نوشته شده درشنبه بیستم بهمن 1386ساعت 2:27 قبل از ظهر توسط بی زار از رفاقت | فکر میکنی نباشی بدون تو میمیرم برو بابا نمی خوام دیگه تورو ببینم میرم با یکی دیگه که قدرمو بدونه فکر نکنی میسوزم به پای تو دیونه فکرشم نکنی که بمونی میدونی که نه دیگه نمیمونم این نشد که هر دلی رو بسوزونی بخوای بگی بهش من دیگه نمیمونم فکر اینجاشو نکرده بودی یه روزی یکی مثل خودت پیدا میشه بهت میگه که فکر میکنی نباشی بدون تو میمیرم برو بابا نمیخوام دیگه تورو ببینم میرم با یکی دیگه که قدرمو بدونه فکر نکنی میسوزم به پای تو دیونه dani-raper051 +نوشته شده درشنبه بیستم بهمن 1386ساعت 2:6 قبل از ظهر توسط بی زار از رفاقت |
اي آسمان زيبا امشب دلم گرفته +نوشته شده درشنبه بیستم بهمن 1386ساعت 1:35 قبل از ظهر توسط بی زار از رفاقت |
+نوشته شده درجمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 2:33 قبل از ظهر توسط بی زار از رفاقت |
+نوشته شده درپنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 7:37 بعد از ظهر توسط بی زار از رفاقت |
پس براي من بمان و بدان كه تو تنها بهانه براي بودني +نوشته شده درپنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 7:25 بعد از ظهر توسط بی زار از رفاقت | Mikham begam DOSET DARAM............. Doeset Daram, Doset Daram... +نوشته شده درچهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 2:27 قبل از ظهر توسط بی زار از رفاقت | vaghtiii dastame ghalam kalmato mishkanam,,,inghadr tize kalamatam ke karha ham mishnavan
+نوشته شده درسه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 3:20 قبل از ظهر توسط بی زار از رفاقت |
inam axe khodame male zamani ke varzesh mikardam..vali motasefane oftdam tu khate kesafatkarii va hesabi laghar va oftade shodam..eshala dobare mikham beram va edame bedam ve besham hamon danilae sabegh...man ye 2ta maghame ostani va chandta bashgahi daram..nazar yadeton nare akhe mikham dobare besham hamintory..dani badnsazzzz +نوشته شده دردوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 3:28 قبل از ظهر توسط بی زار از رفاقت |
با عشق تو در خاك نهان خواهم شد
عشقم مادرم doset daram asheghone
DANIYEL MOHAMMADI
//لطفن نظر یادتون نره...مچکرم پایان +نوشته شده دردوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 2:31 قبل از ظهر توسط بی زار از رفاقت | / www.dani-daniraper.blogfa.com حتما ببينيد..ضد دختر؟ +نوشته شده دردوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 1:38 قبل از ظهر توسط بی زار از رفاقت | |
سلام پست الکترونيک آرشيو وب آيدي من نوشته هاي پيشين آذر 1386 پيوندها پشتيباني اسکريپي
|